السيد الخميني
290
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
وزيرى كه خير ، بسيار هم آدم خوبى است فرض كنيد و اجزائش هم و ساير وزرا هم انتخاب كند همه را از دانشگاه يا از رجال پاكدامن - اگر آنها لبيك بگويند به اين حرفها - اما مردم سرِ وزرا حرف ندارند تا ما مردم را اقناع كنيم به اينكه آقابسم اللَّه ، وزير خوبْ ما به شما تحويل داديم ! آنها مىگويند ما اصلًا سلسلهء شاهنشاهى را نمىخواهيم ! اصل نظام شاهنشاهى نظام باطل غلطى از اول بوده . حالا نظام شاهنشاهى را فرض بكنيم همهء ملت اين حرف را نزنند ، اما سلسلهء پهلوى كه ديگر نمىشود كسى انكار كند كه همهء ايران دارند مىگويند ما سلسلهء پهلوى را نمىخواهيم . آنها مىگويند ما سلسلهء پهلوى نمىخواهيم ، شما مىگوييد كه من وزير را برداشتم يك وزير ديگر نصب كردم ! جواب آن سؤال اين جواب نيست . خواست مردم اين نيست تا اينكه مسأله به اين ختم بشود . اگر خواست اين بود كه ما وزيرمان بد است ، ما وكيلمان بد است ، خوب وزير را عوض مىكردند ، وكيل را عوض مىكردند ، مىشد ؛ اما وقتى خواستِ مردم آن نيست ، شما يك كارى مىكنيد كه خواستِ مردم نيست ؛ آنى كه خواستِ مردم است نمىكنيد ، پس نمىتواند درست بشود . اين هم به شكست منتهى مىشود . صد در صد شكست است براى اينكه يك مطلبى نيست كه يك كلمهاش درست باشد . اين نيرنگ هم هر جورىاش بكنند فايده ندارد ؛ بخواهند نظامىاش كنند ، نظامى هست و شكست خورده ؛ نظامى شكست خورده . يك نظام ديگر رويش بيايد ، معلوم نيست حالا ديگر همچنين هم نظاميها هم قبول بكنند اين معنى را ؛ براى اينكه وقتى ديدند يك نظامىِ قلدرى مثل آن مردك شكست خورده ، آنها هم ديگر بالاتر از او نيستند در شقاوت ! مىدانند كه آن هم شكست خورده است . پس ، نه حكومت نظامى و نه كودتاى نظامى و نه اين خدعهها و حكومت آشتى - اينها فايدهاى نكرد . تشبث شاه به « كولى » هاو چماق به دستها يك راه ديگر هم اينها دارند طى مىكنند و آن اين است كه تشبث كردند به « كولى » ها . خدا مىداند كه ننگ يك مملكت است كه قواى انتظامى دارند و قواى انتظامى را از آنها مأيوسند يا جرأت نمىكنند كه همه شان را وادار كنند به كار ، يك